دانلود کتاب | دانلود حل المسائل » اخبار

 
اخبار
» همه‌ی اخبار » فید اخبار
دانلود شاپ ، فروشگاه دانلود . روشی آسان برای کسب در آمد شما میتوانید با استفاده از دانلود شاپ ، موزیک ، فیلم ، تصویر ، قالب ، کتاب ، کلیپ و هر آنچه دانلود شدنی است بفروشید !
تخفیف 40 درصدی بانک مقاله
معرفی
دانلود کتاب , بانک مقاله , دانلود مقاله , دانلود سوال امتحانی , دانلود کنکور آزمایشی , بانک کتاب , کنکور****
توجه به محدودیت ها و عدم دسترسی به بسیاری از پایگاه های داده علمی معتبر، تارنمای http://www.bank-paper.ir در مردادماه سال 1392 جهت پاسخگویی به این نیاز دانشجویان، اساتید و پژوهشگران گرامی تاسیس شد. ما تمام تلاش خود را برای دسترسی به بالاترین سطح دسترسی به پایگاهای داده های علمی معتبر روز دنیا به کار می‌گیریم. امید به این است نظرات شما کاربران عزیز در هرچه بهتر شدن این تارنما مفید باشد . لازم به ذکر می باشد که فقط برای کتب فارسی ، عبارت " کتاب فارسی " درج شده است .در هنگام خرید دقت کنید مبلغ به هیچ وجه بازگشت داده نمی شود .
پشتیبانی
    شماره پیامک : 30002223763522

    ایمیل پشتیبانی : info@bank-paper.ir

موضوعات
نظرسنجی سایت

تصویر ثابت

   پرویز پرستویی: دستمزد 600 میلیونی «چ» را نپذیرفتم

پنجشنبه , 11 اردیبهشت 1393 ساعت 12:56
9 اردیبهشت روز پرویز پرستویی بود؛ چراکه بعد از 12سال بسته‌ای فرهنگی از خاطرات زندگی هنری و شخصی‌اش رونمایی شد. در این مراسم در کنار پرویز پرستویی، لیلی کریمان، نویسنده؛ محسن حصامی، مدیر اجرایی؛ علیرضا عزیزی، ناشر و مهیار جوادی‌فر، مشاور رسانه‌ای هم حضور داشتند. علیرضا عزیزی که در طول این نشست بارها خوشحالیش را بابت هشت‌سال غیبتش در فضای نشر بازگو کرد، با اشاره به فعالیت‌های اخیرش گفت: «شروع کار کتاب «من پرویز پرستویی» از سال80 آغاز شد و پرویز پرستویی گفت‌وگو‌هایی را با امید روحانی داشت که بعد از مدتی روند این گفت‌وگو‌ها متوقف شد و ما از لیلی کریمان خواستیم کار را ادامه دهد و بعد از وقفه‌ای طولانی بار دیگر گفت‌و‌گو‌ها از سر گرفته شد و شما امروز شاهد عرضه این محصول فرهنگی هستید.» لیلی کریمان، مترجم و نویسنده نیز که بخش عمده‌ای از گفت‌وگوها و نگارش را برعهده داشته، گفت: «در زمانی که به من پیشنهاد شد در ادامه روند کتاب در کنار گروه باشم 15سال تجربه همکاری با انتشارات توفیق‌آفرین را داشتم و سال 88 زمانی بود که من پیگیر جمع‌آوری کتاب شدم. خاطرم هست که بارها با آقای پرستویی تماس گرفتم و او جواب نداد و دوست نداشتم برایش پیغام بگذارم و ترجیح می‌دادم مستقیم صحبت کنم. یک شب تصمیم گرفتم برایش پیغام بگذارم و جملاتم را اینطور شروع کردم. «سلام آقای پرستویی، من لیلی کریمان هستم، نویسنده...» و آقای پرستویی سریع تلفن را جواب داد. وقتی در مورد ادامه روند کار با او صحبت کردم تمایلی نشان نداد و پاسخش این بود که پیشکسوت‌تر از من هم در سینما وجود دارد و پاسخ من فقط این بود که قطعا این کتاب باید در مورد کسی باشد که ستاره است و مهم‌تر از آن اینکه در آسمان مردم است و هر ستاره‌ای واجد این شرایط نیست.» پرویز پرستویی که در تمام مدت آرام و بی‌صدا به تصاویری که از مراحل چاپ و تولید فیلم و آلبوم صوتی پخش می‌شد خیره شده بود و حرف‌های همکارانش در این کتاب را با دقت گوش می‌کرد در تکمیل صحبت‌های کریمان گفت: «تمام حرف من این بود که من کسی نیستم که مثل هیچ‌کس نباشم. متاسفانه در سینما افرادی هستند که همدیگر را دوست ندارند و منتظرند تا زیر پای هم را خالی کنند و به این علت دوست نداشتم برای تولید این اثر کاری انجام شود. هنوز هم اعتقاد دارم من در حال تجربه‌کردنم و شاید زندگی من به اندازه کافی جذاب نباشد.» او ادامه داد: «بخشی از این کتاب به گفت‌وگو‌های من با امید روحانی اختصاص داشت که در مرحله‌ای متوقف شد و خانم کریمان به گروه ملحق شد و در اولین نشستی که با خانم کریمان داشتم وقتی احساسات و قلمش را دیدم حس کردم که این کتاب را خودم نوشتم اما همه اینها دلیل اصلی من برای پذیرفتن این کار نبود. چیزی که من را برای نگارش این کتاب به‌وجد آورد دو دلیل بود. اول اینکه در زندگی روزمره هر کدام از ما بازیگران با کسانی مواجه شده‌ایم که علاقه‌مند به بازیگری هستند، پدر و مادرهایی که فکر می‌کنند بچه با استعدادی دارند که باید بازیگر شود، اگر این دسته از افراد این کتاب را بخوانند فکر می‌کنم تکلیف‌شان با خودشان روشن می‌شود که با تمام اتفاقاتی که برای من به‌عنوان بازیگر افتاده است به سمت بازیگری بروند یا نه.»
پرستویی افزود: «هدف دومم این بود کسانی که سینما را دنبال می‌کنند و احیانا من جزو بازیگرانی هستم که به‌خاطر من دیدن یک فیلمی را انتخاب می‌کنند با خواندن این کتاب با زندگی من آشنا ‌شوند.»
 بازیگر فیلم سینمایی «آژانس شیشه‌ای» درباره این موضوع که تا به امروز هیچ صفحه‌ای در فضای مجازی نداشته است، گفت: «من یکی، دوسالی مشاور هنری صفحه‌ای در یکی از نشریات بودم که خودم خبر نداشتم و پاسخ علاقه‌مندان را می‌دادم که البته چه خوب جواب می‌دادم آنقدر که شاید خودم نتوانم چنین چیزهایی بگویم. یک روز کسی این مجله را به من نشان داد و من غافلگیر شده بودم و وقتی با آن مجله تماس گرفتم که چرا این کار را انجام دادید، گفتند چند بار با شما تماس گرفتیم وقتی دیدیم مصاحبه نمی‌کنید گفتیم این کار را انجام بدهیم. اما این فرصت خوبی است که بگویم من هیچ صفحه‌ای در فیس‌بوک ندارم و تنها به بهانه انتشار محصولات این شرکت صفحه‌ای به نام «من پرویز پرستویی» باز شده است که در جریان کامل آن هستم.»
علیرضا عزیزی در ادامه توضیحاتی را درباره محصولات فرهنگی پرویز پرستویی که 12سال زمان صرف آن شده است ارایه داد. پرستویی در ادامه این مراسم در پاسخ به پرسش خبرنگاری مبنی بر اینکه تا چه حد در این کتاب دست به خودسانسوری زده است، گفت: «من همه آن چیزی که باید را در این کتاب گفته‌ام و هیچ خودسانسوری نکردم. اما شاید برخی از موضوعات را نگفته‌ام چرا که فکر می‌کنم شاید هنوز این ظرفیت که بتوان همه چیز را بازگو کرد وجود نداشته باشد.»
در ادامه این نشست یکی از خبرنگاران به مصاحبه او با یکی از نشریات مبنی بر از دست دادن خانه‌اش توسط یکی از تهیه‌کنندگان سینما اشاره کرد و پرسید آیا از این دست خاطرات در کتاب وجود دارد یا خیر؟ و پرویز پرستویی پاسخ داد: «اینها واقعیت زندگی من است. این موضوع به سال‌ها پیش مربوط می‌شود که من سه‌چهارم خرید خانه‌ای را از تهیه‌کننده‌ای که با او تجربه همکاری داشتم خریدم اما بعد متوجه شدم که خانه برای کس دیگری است و به نوعی کلاهبرداری شده است و چون من سال‌ها در دادگستری کار می‌کردم دوست نداشتم این بار خودم در نقش ارباب رجوع به دادگستری مراجعه کنم که این تهیه‌کننده سال‌هاست در سینما چنین کارهایی می‌کند و مدام بین زندان و بیرون در رفت‌وآمد است.»
او ادامه داد: «وقتی بحث ساخت «چ» به میان آمد و قرار شد بار دیگر با این تهیه‌کننده کار کنم با خودم گفتم چطور می‌توان بار دیگر با این تهیه‌کننده بر سر یک میز نشست و به توافق رسید. حتی بحث دستمزد 600میلیونی هم مطرح شد که من تابه‌حال در عمرم چنین دستمزدی نگرفتم و این کار را نپذیرفتم. همه کسانی که من را می‌شناسند می‌دانند در همه عمرم چیزی را برای خودم نخواستم. ‌ای‌کاش این بحث‌ها در سینما تمام شود. سینما جای این آدم‌ها نیست و باید به سلامت کار کرد. من همیشه هنر را ترجیح داده‌ام و هنر را برای خودش خواسته‌ام همیشه سینما به دنبال من آمد وگرنه بارها از این موضوع حرف زده‌ام که هنوز هم خودم را تئاتری می‌دانم و مساله من تئاتر است.»
در پایان این نشست عزیزی از بزرگداشت پرویز پرستویی بعد از پایان نمایشگاه کتاب خبر داد و افزود: «قرار است سازمان سینمایی مراسمی برای بزرگداشت آقای پرستویی برگزار کند و دبیری آن بر عهده آقای محمد حیدری است.»

   «وایبر» فیلتر نشده است/ اختلال «وایبر» جهانی است

چهارشنبه , 10 اردیبهشت 1393 ساعت 19:59

امروز برخی کاربران وایبر گزارش داده‌اند که این اپلیکیشن در دسترس آن‌ها نیست و نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند. در همین رابطه وایبر بر روی صفحه رسمی توییتر خود این توییت را منتشر کرده است: “ما در حال کار برروی این مشکل هستیم تا بتوانیم همه را دوباره به اپلیکیشن وایبر متصل کنیم. از اینکه با صبر خود ما را یاری می‌کنید متشکریم. اطلاعات درباره این مشکل برروی توییتر وایبر به روزرسانی می‌شود”.

به گزارش پیام نو، از زمان بروز این مشکل بعضا این شائبه ایجاد شد که این اپلیکیشن در ایران فیلتر شده اما بر اساس اعلام صفحه وایبر برروی توییتر ظاهرا این مشکل در سطح جهانی رخ داده است. چند ماه پیش نیز چنین مشکلی برای برنامه وایبر بوجود آمده بود که این اختلال ضعف 24 ساعت برطرف شد. وایبر از اپلیکیشن‌های محبوب تلفن همراه است که امکان مکالمه و ارسال پیام چند رسانه‌ای رایگان را به کاربران می دهد.

نرم‌افزار وایبر برای مک اواس، اندروید، سیستم‌عامل بلک‌بری، آی‌اواس، سیمبیان، بادا، ویندوز فون و مایکروسافت ویندوز در دسترس قرار دارد. به نوشته ایسنا، وایبر روی شبکه‌های نسل سوم شبکه تلفن همراه، پروژه مشارکتی نسل سوم شبکه تلفن همراه و وای-فای کار می‌کند. جهت کار با نرم‌افزار روی یک سیستم‌عامل مبتنی بر دسکتاپ الزامی است و باید نرم‌افزار وایبر را روی یک گوشی تلفن همراه نصب کرد.

   اشکان دژآگه اسراییلی شد!

چهارشنبه , 10 اردیبهشت 1393 ساعت 19:58

سایت rte ایرلند در گزارش خود درباره تساوی شاگردان فلیکس ماگات، از دژاگه به عنوان بازیکن تیم ملی اسرائیل نام برده است

به گزارش هفت صبح از آنجایی که نحوه تایپ کلمه اسرائیل به زبان انگلیسی، هیچ شباهتی به معادل انگلیسی ایران ندارد، نمی توان این موضوع را اشتاه تایپی دانست. جالب اینکه یکی از کاربران سایت rte هم به مسئولان سایت اطلاع داد که اشکان ایرانی است نه اسرائیلی.

   جنجال بر سر گنجشک‌خواری 3 بازیگر/عکس

چهارشنبه , 10 اردیبهشت 1393 ساعت 13:00
 انتشار تصویری از مراسم «گنجشک‌خوری» چند بازیگر با نقدهای سنگینی همراه شده و موجی از ابراز احساسات ضد این کار به راه افتاد؛ اما آیا این هنرمندان نخستین اشخاصی هستند که چنین رفتاری کرده‌اند؟ چه اتفاقی رخ داده که این مراسم گردن‌زنی گنجشک‌ها مورد توجه عموم مردم قرار گرفته و لبخندهای نقش‌بسته کنار لاشه این پرندگان کوچک، چنین خشمی را در پی داشته است؟
سایت تابناک با این مقدمه نوشت: خیلی لذیذ و خوش‌خوراک است و باید برای یک بار هم شده تجربه‌اش کرد! این تعبیری است که از گوشت گنجشک می‌شود و پرداختن به شیوه‌های کشتن و به سیخ‌های چوبی کشیدن و عرضه‌ وسیعش، داستانی جدا دارد، به ویژه که در برخی شهر‌ها این اتفاق کاملا رایج است و می‌توان به سفارش این غذای نه‌چندان گران - که هر سیخش برابر با قیمت یک سیخ کباب عرضه می‌شود - پرداخت و به زعم برخی شکار و خوردنش نیز اشکالی ندارد و غذای سنتی برخی مناطق است و البته برخی نیز با این نظر مخالفند.

ماجرا اما صرفا کشتن هر 10 گنجشک برای یک سیخ کباب گنجشک و تبدیل هر یک از این پرنده‌ها به یک تکه گوشت کوچک نیست که به این اتفاق کهنه بار‌ها پرداخته و درباره‌اش مطالب مفصلی نوشته شده است. رخداد تازه‌ای که گنجشک‌خواری را در صدر اخبار قرار داده، انجام این عمل توسط سه بازیگر است. سحر قریشی این تصویر را که او به همراه نیما شاهرخ شاهی و سیاوش خیرابی در کنار چند سیخ گنجشک قرار دارند، در اینستاگرامش منتشر کرد و سپس این تصویر بازنشر شد و سر از سایت‌های خبری درآورد.

در روزهای اخیر حجم انتشار مطالبی که درباره این اتفاق در فضای مجازی و غیررسمی منتشر شده، بسیار وسیع است اما رسانه‌های رسمی سراغ این ماجرا نرفته بودند و حملات به این سه بازیگر در همین فضا استمرار داشت. ظاهرا کاری که این سه بازیگر انجام داده بودند، به هیچ عنوان قابل چشم‌پوشی نبود و به همین دلیل، نقد‌ها متوقف نشده و احتمالا تا عذرخواهی این سه بازیگر از مستنکری که انجام داده‌اند، استمرار دارد.

البته نقدهای گوناگونی درباره این اتفاق مطرح شد؛ برخی از نگاه محیط زیستی و دفاع از حقوق حیوانات به این ماجرا پرداخته و جنبه حقوقی و قضایی این اتفاق را بررسی کرده بودند و برخی دیگر اصل گنجشک‌خواری را نفی نکرده و حتی حمایت کرده بودند و تنها از این منظر نقد خود را وارد دانسته بودند که شکار نه به قصد رفع نیاز و صرفا به قصد لذت و تفریح به لحاظ شرعی نیز اشکال دارد؛ بنابراین این کار، چندان پذیرفته نیست.

در این‌باره باید گفت اگر ماجرا این‌گونه استمرار یابد، بعید نیست کار به راه‌اندازی کمپین برای مقابله با گنجشک‌خواری در کشور بکشد و دست کم بساط علنی فروش سیخ‌های گنجشک برچیده شده و کاسبی عده‌ای که عمدتا سرپایی گنجشکِ کبابی می‌فروشند، برچیده شود، چرا که سطح واکنش‌ها با کشتن یک گونه نادر نظیر یوزپلنگ یا هر رفتار ضدفرهنگی غیرقابل هضم برابری می‌کند. به هر صورت شاید گنجشک‌خواری به عنوان خرده فرهنگ در برخی نقاط محدود کشور پذیرفته شده باشد ولی در کل کشور، این کار نکوهیده است، به ویژه آنکه این حیوان گوشت آنچنانی برای تغذیه انسان ندارد و رویکرد تفریحی بودن و استفاده از لذت خوردن گوشت این حیوان را پررنگ‌تر می‌سازد.

از این منظر هرچند گنجشک گونه‌ای در خطر انقراض در کشورمان به شمار نمی‌رود، اما لذت‌جویی از کشتن و خوردن گنجشک چنین واکنش‌هایی را بدنبال دارد و شاید بتوان آن را با شکار برخی گونه‌های در خطر انقراض که بسیار بزرگ‌تر از گنجشک هستند و شکارچیان تنها به‌واسطه لذت بردن از خوردن گوشتشان، کشتن این گونه‌ها را به کشتن برخی حیوانات فراوان در محدوده شکار ترجیح می‌دهند، مقایسه کرد. آنچه بیش از همه محل نقد است، همین شکار به قصد تفریح و لذت‌جویی و خودنمایی از این طریق باشد. 

   حملات کیهان به شهیدآوینی به روایت‌دخترش

چهارشنبه , 10 اردیبهشت 1393 ساعت 12:59
گروه فرهنگی: کوثر آوینی نسبت به برخی اظهارنظرها که به بهانه سالروز شهادت پدرش سید مرتضی آوینی در برخی محافل مطرح می‌شود، واکنش نشان داد. متن یادداشت که با عنوان «ممکن است یادش رفته باشد؟» در اختیار ایسنا قرار گرفته، به شرح زیر است:

«هر سال در این روزها، روزهای «سالگرد شهادت سیدمرتضی آوینی» نگاه می‌کنم تا ببینم کسی که می‌گوید «دوست»، «همکار»، «هم‌رزم»، «همراه» و «هم‌دل» او بوده‌ قرار است چه بگوید و چه تصویری از او بسازد. شاید نکته‌ی جدیدی در حرف‌ها و نقل خاطراتش باشد که کمک کند به وضوح بیشتر شخصیت او. می‌بینم که می‌گوید «اختلافی میان کیهان و آقای آوینی وجود نداشت و تنها یک مقاله در کیهان چاپ شد که آن هم درباره‌ی مجله‌ی سوره بود» و من فکر می‌کنم که مگر ممکن است یادش رفته باشد موضع‌گیری تند کیهان در زمان چاپ کتاب «هیچکاک همیشه استاد» را و مگر خبر ندارد که مهدی نصیری به همه گفته بود که دیگر با سوره و مواضع سردبیرش همراهی نخواهد کرد.

می‌گوید «باقی مقالات در روزنامه‌ی جمهوری اسلامی چاپ شده بود که خط و ربطش معلوم است» و من فکر می‌کنم مگر ممکن است نداند که در آن سال‌ها روزنامه‌ی جمهوری اسلامی خط و ربط جداگانه‌ای نداشت و نشریاتی از قبیل کیهان و رسالت و جمهوری اسلامی موضع‌گیری فرهنگی واحدی داشتند و همه‌شان قرار بود سوره را «بزنند».

می‌گوید «چطور ممکن است آقای آوینی به سینمای اسلامی اعتقاد نداشته باشد وقتی نوشته است: حقیقت سینما امری معنوی و الهی است. تفکر وحیانی اسلام امکان ظهور و بروز در سینما دارد، مشکل است اما ممکن است» و من فکر می‌کنم یعنی ممکن است جمله‌ی ابتدایی این پاراگراف را ندیده باشد که در آن به‌صراحت آمده «من این تعبیر سینمای اسلامی را نمی‌پسندم».

می‌گوید «شهید آوینی حتما باید مورد استفاده‌ی سیاسی قرار بگیرد» و من فکر می‌کنم او که مدام از «آوینی» نقل‌ قول می‌کند، مگر ممکن است مقاله‌ی جمهوریت یا اسلامیت را نخوانده باشد که در آن به‌صراحت نوشته شده«...ما اجازه نداده‌ایم که هیچ ضرورت سیاسی، هرچند به‌حق، بر کارمان سایه بیندازد. نه از آن لحاظ که سیاست را منتزع از هنر و فرهنگ بدانیم، بل از آن جهت که شأنیت هنر و فرهنگ چنین اقتضا دارد... هنر و فرهنگ را همچون ابزاری برای کار سیاسی نگریستن بی‌رودربایستی سیاست‌زدگی است و از سر جهل نسبت به حقیقت هنر و فرهنگ برمی‌خیزد»؛ و باز فکر می‌کنم که اگر هم ندیده باشد، مگر ممکن است نداند که سیدمرتضی آوینی، با مدرک فوق‌لیسانس و سابقه‌ای که در دوران جنگ از خود بر جای گذاشت، پس از پایان جنگ به‌راحتی می‌توانست به یکی از مدیران سیاسی کشور تبدیل شود، اما نخواست و نپذیرفت و فکرکردن و نوشتن در عرصه‌ی فرهنگ (و نه سیاست) را انتخاب کرد.

می‌گوید «آن اواخر اختلاف کوچکی بین کیهان و سوره در نحوه‌ی پرداخت پیش آمد اما نه در محتوا» و من فکر می‌کنم مگر امکان دارد نداند که سیدمرتضی آوینی باز در همین مقاله‌ی جمهوریت یا اسلامیت به‌طور علنی نوشته است که طریق مجله‌ی سوره از روزنامه‌ی کیهان مستقل و متفاوت است و آنجا که روزنامه‌ی کیهان رویکرد سیاسی دارد، مجله‌ی سوره رویکرد فرهنگی را پیشه کرده است؛ و یا مگر ممکن است رفیق آوینی بوده و در سوره رفت‌وآمد داشته باشد و خبر نداشته باشد که روزنامه‌ی کیهان در سال 1371 در ماجرای «خنجر و شقایق» از چاپ جوابیه‌ی دومی که آوینی نوشت سر باز زد.

می‌گوید «جنبه‌ی عملی کار آوینی به‌شدت از جنبه‌ی نظری او مهم‌تر بوده» و من فکر می‌کنم که مگر امکان دارد نداند که ویژگی تمایزبخش نحوه‌ی فیلمسازی سیدمرتضی آوینی در پی نوع‌نگاه او به عالم (به‌طور عام) و به فیلمسازی (به‌طور خاص) به‌وجود آمد و از همین رو مقالاتی که در سه سال آخر حیاتش نوشت ثمره‌ی سال‌ها تفکرش بود و اهمیت آن، اگر نگوییم بیشتر از کار عملی‌اش، حداقل به‌همان اندازه بوده است.

می‌گوید «آوینی هیچ‌گاه تغییر و تحول به معنای بازگشت یا تغییر مسیری جدی در این دوره چند سال آخر حیات نداشت» و من فکر می‌کنم یعنی ممکن است او تفاوت میان تحول و تغییر را فراموش کرده و یادش رفته باشد که اتفاقا اصل نزاع همین بود که خیلی‌ها، تغییر برخی اعتقادات و رویکردهای او را به پای تحولش می‌گذاشتند و اتفاقا سیدمرتضی آوینی در دو سال آخر حیاتش، تغییر کرده بود؛ او در همه‌ی مقاطع زندگی‌اش (از دوران جوانی و قبل از انقلاب گرفته تا زمان جنگ و پس از آن) مشغول تفکر بود و با شهامتی کم‌نظیر، راه را بر مسیر فکری خود بازگذاشت و هرگز از این نهراسید که نتیجه‌ی تفکراتش، نقض‌کننده‌ی دریافت‌های قبلی‌اش شود. او هرگاه به این نتیجه رسید که تصورات قبلی‌اش اشتباه بوده، به صراحت به بیان دریافت‌های جدید و متفاوت خودش پرداخت و این را می‌توان با مقایسه‌ی مقالاتی که در سال‌های مختلف درباره‌ی سینما نوشته، فهمید.

می‌گوید «آوینی تاوان حرکت‌های همکارانش را می‌داد چراکه به نیروهایش میدان می‌داد و پشت سر آنها می‌ایستاد» و من فکر می‌کنم مگر ممکن است نداند که سیدمرتضی آوینی نزدیکی فکری زیادی با همکارانش در مجله‌ی سوره (ازجمله مسعود فراستی) داشت و اگرچه هرگز سعی نکرد اعتقادات شخصی خودش را به‌عنوان معیار چاپ مطلب در مجله درنظر بگیرد، اما هیچ‌گاه دست به انتشار نوشته‌ای (یا طرح گرافیکی) نزد که به‌کلی با مبانی اعتقادی خودش در تضاد باشد و همین بود دلیل آن‌که پشت همکارانش در مجله‌ی سوره می‌ایستاد. و فکر می‌کنم مگر ممکن است خبر نداشته باشد که بسیاری از منتقدانش در یکی دو سال آخر، نسبت به همکارانی که در مجله امکان کار به آنها داده بود اعتراض داشتند و آثار آنها را پیشاپیش و فارغ از این‌که چه نوشته یا طراحی کرده بودند، مردود می‌دانستند.

می‌گوید «کیهان در انتقاد خود آوینی را لیبرال ننامیده بود بلکه گفته بود در این شرایط که حوزه هنری کلی کتاب چاپ‌نشده دارد شما چرا این کتاب را به مسائل دیگر اختصاص دادید» و من فکر می‌کنم که چطور حواسش نیست «هیچکاک؛ همیشه استاد»از ابتدا کتابی نبوده که قرار باشد جای کتاب‌های چاپ‌نشده‌ی حوزه را بگیرد بلکه ویژه‌نامه‌ی «سینمایی» مجله سوره بوده و نمی‌توانسته به «مسائل دیگر» اختصاص پیدا کند؛ و مگر نخوانده و ندیده که از نظر سیدمرتضی آوینی، سینما و هیچکاک جایگاه والایی داشتند.

می‌گوید که «بستگان شهید آوینی برای دارودسته‌سازی از اسم آوینی استفاده می‌کنند و مثلا در انتخابات برای رأی‌آوردن استفاده‌ی ابزاری از نام شخصیت‌هایی همچون آوینی می‌کنند» و من فکر می‌کنم یعنی ممکن است ندیده باشد سایت‌ها و روزنامه‌هایی را که در ده، دوازده سال اخیر، در آستانه‌ی هر انتخابات، از نامه‌ای که سیدمرتضی آوینی خطاب به سیدمحمد خاتمی، وزیر فرهنگ و ارشاد نوشته، چه سوءاستفاده‌ای می‌کنند و سعی می‌کنند این‌ را جا بیاندازند که «شهید آوینی» با شخص آقای خاتمی رئیس‌جمهور و هر کس به ایشان منتسب است و همه‌ی اصلاح‌طلب‌ها به‌طور کلی، مشکل دارد. پس چرا آن موقع اعتراض نکرده بود و نگفته بود از اسم آوینی استفاده‌ی انتخاباتی نکنند؟

می‌گوید «عده‌ای قبل از شهادت ایشان فهمیدند اشتباه کرده‌اند و بقیه هم بعد از شهادت فهمیدند و متنبه شدند» و من فکر می‌کنم چطور ممکن است یادش رفته باشد پیش از شهادت که هیچ، پس از شهادت هم تا سه روز و تا بعد از برگزاری مراسم به‌خاک‌سپاری، سعی کردند خبر درگذشت او را (شهادت که جای خود دارد) منتشر نکنند. و بعد از آن هم تا به امروز آگاهانه تلاش کرده‌اند نوشته‌ها و گفته‌های قدیمی‌ترش را مطرح کنند و در محافل خودشان می‌گویند در اواخر زندگی‌اش منحرف شده بود و خدا دوستش داشت که عاقبت به‌خیرش کرد.

و پی در پی می‌گویند «سید مرتضی اگر الان بود»، «مرتضی اگر الان بود»، «آوینی اگر الان بود» و من فکر می‌کنم یعنی نمی‌دانند مهم‌ترین خصیصه‌ی او (که در این دوران میان مردمان نایاب است) این بود که مصلحت‌اندیش نبود، عافیت‌طلب نبود؛ که اگر بود، الان در میان ما بود و دیگر دلیلی نداشت فکرمان را به این مشغول کنیم که «او اگر الان بود، مشغول چه کاری بود». سیدمرتضی آوینی در تاریخ بیستم فروردین سال 1372 زندگی را به دیگران واگذار کرد و حیاتی دیگر آغاز کرد؛ ماه‌های آخر حال خوشی نداشت و همین به تاریخ شهادتش معنا می‌بخشد. دلیل بی‌حوصلگی و دلخوری ماه‌های آخر را با برگزاری میزگرد و جلسه و همایش، نمی‌توان کتمان کرد و پوشیده نگه داشت.»

   ماجرای حضور خاتمی در دانشگاه شهید بهشتی+توضیح دفتر وی

چهارشنبه , 10 اردیبهشت 1393 ساعت 12:58

در پی برخی خبرسازی‌ها درباره برخورد تیم حفاظتی سیدمحمد خاتمی با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، روابط عمومی دفتر رییس‌جمهور اسبق ایران تاکید کرد که هیچگونه برخوردی از ناحیه تیم حفاظتی خاتمی با دانشجویان در پی حضور وی در دانشگاه شهید بهشتی صورت نگرفته است.

 سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور اسبق کشورمان عصر امروز به جهت حضور در مجلس بزرگداشت پدر همسرخود که از سوی رئیس دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد در این دانشگاه حضور یافت که به دنبال آن سایت بسج دانشجویی مدعی برخورد فیزیکی تیم حفاظت خاتمی با دانشجویان معترض به حضور وی در این دانشگاه شد.

بر اساس آنچه روابط عمومی دفتر سیدمحمد خاتمی اعلام کرده حضور خاتمی در دانشگاه شهید بهشتی برای حضور در مراسم بزرگداشت مرحوم دکتر صادقی (پدر همسر خاتمی) که خود آن فقید سال‌های متمادی از اساتید این دانشگاه بوده است، بود و با استقبال دانشجویان و اساتید دانشگاه همراه شد و تنها در اواخر مراسم یک دانشجو به حضور خاتمی در دانشگاه اعتراض کرد که واکنش منفی گسترده دانشجویان به این اعتراض، باعث سکوت وی شد.

روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی همچنین تصریح کرد که مراسم حضور خاتمی در دانشگاه شهید بهشتی بر خلاف آنچه برخی سعی در القاء آن دارند با واکنش مخالف دانشجویان همراه نبود و حتی آنها از این حضور استقبال کردند و بر این مبنا کوچکترین برخورد فیزیکی بین دانشجویان و تیم حفاظت خاتمی رخ نداد و شعاری نیز علیه رییس جمهور اسبق کشورمان مطرح نشد.

   شباهت «من روحانی هستم» با فیلم جلیلی

چهارشنبه , 10 اردیبهشت 1393 ساعت 12:58

این روزها در کنار تمام مشکلات کشور، فیلمی تبدیل به تیتر روزنامه‌ها و رسانه‌ها شده است؛ « من روحانی هستم» داستان زندگی رئیس‌جمهور ایران است که به کارگردانی «معصومه نبوی» و توسط شفق مدیا ساخته شده است.

به گزارش انتخاب به نقل از نامه‌، نقدهای بسیاری در مورد این فیلم نوشته شده است و حتی صدای رئیس مجلس نیز در اعتراض به این فیلم بلند شد و لاریجانیِ آرام، در مورد این فیلم گفت «همین چند روز پیش دیدم چه سر و صدایی در کشور به وجود آمده است آن هم بر سر یک سی‌دی، سی‌دی که با عنوان «من روحانی هستم» پخش شده است. در این سی‌دی یک‌سری مطالبی را مطرح کردند که برخی از مطالب خلاف واقع است. آقای روحانی، رییس‌جمهور را متهم کردند که شما در داستان مک‌فارلین حضور داشتید. این دروغ است. کسانی که در آن شرایط سیاسی پس از انقلاب حضور داشتند، همه می‌دانند که آقای روحانی نقشی در مساله مک فارلین نداشته است. چرا خلاف واقع می‌گویید؟ چرا دروغ می‌گویید؟»

رییس مجلس بر همین اساس تاکید دارد «افرادی که آن زمان در زمینه این مساله نقش داشتند، مشخص هستند که چه کسانی هستند، مشخص هستند که کدام بخش‌های کشور بودند، آقای روحانی نقشی در این مساله نداشت. چرا سی‌دی دروغ درست کردید؟ برخی از مسائل دیگر این سی‌دی نیز خلاف واقع است. بنده در جریان این مسائل بوده‌ام. آیا شما می‌خواهید به تاریخ هم دروغ بگویید؟!»

بسیاری از نقدهایی که در مورد این فیلم مطرح شده است بیشتر اختصاص به مستندات این فیلم و وقایع آن دارد و کمتر کسی به هدف تهیه‌کنندگان این مستند اشاره کرده است. همه می‌دانند کسانی که این فیلم را ساخته‌اند با توجه به سابقه فعالیتشان نیت مدح روحانی را نداشتند. آنان در این فیلم با بیان هوشمندانه و در غالب تصویر به القاء دو هدف اصلی خود به مخاطب بودند.

تهیه‌کنندگان این فیلم، همانطور که روحانی دولت خود را با سیاست خارجی و مذاکره با 1+5 آغاز کرد، فیلم خود را با اشاره‌ای کوتاه به ماجرای مک فارلین و مذاکره با آمریکا شروع می‌شود. در این فیلم به نقش حسن روحانی در ماجرای مک فارلین، جنگ، مذاکرات سعدآباد و پرونده هسته‌ای ایران اشاره می‌شود.

سازندگان این مستند، از همان ابتدا نشان می‌دهند که روحانی اهل مذاکره است. در این فیلم نقل می‌شود که روحانی از طرف هاشمی رفسنجانی به مذاکره با مک فارلین می‌پردازد. بعد از ماجرای مک‌فارلین تهیه‌کنندگان به سراغ جنگ می‌روند و به جلسه عقلا به مدیریت حسن روحانی اشاره می‌کنند؛ جلسه‌ای که محسن رضایی از آن گلایه داشت و این گلایه را نیز به امام خمینی منتقل کرد و گفت که عده‌ای در کشور از نمایندگان مجلس هستند و به دنبال صلح با صدام هستند.

در این بخش بدون شنیدن سخنان حسن روحانی در مورد مذاکرات مطرح‌شده در جلسه عقلا، انتقادهای محسن رضایی از این گروه به‌ویژه حسن روحانی پخش می‌شود و به بیننده اینگونه القاء می‌شود که روحانی به دنبال پایان جنگ و صلح با صدام بوده است.

بعد از پخش این قسمت، روحانی علاقه‌مند به مذاکره، متهم به سازش می‌شود و در ادامه با رسیدن به پرونده هسته‌ای و مذاکرات سعدآباد در تهران با وزرای خارجه سه کشور اروپایی، این اتهام به «شیخ دیپلمات» رنگ و بویی جدی‌تر به خود می‌گیرد.

پخش سخنان فیشر وزیر خارجه سابق آلمان و القای ناتوانی روحانی در مذاکرات و تحت تاثیر قرار گرفتن تیم مذاکره‌کننده ایران، اوج این استراتژی تهیه‌کنندگان این فیلم بود. آنها می‌خواستند نشان دهند که روحانی یک سیاستمدار سازشکار در عرصه سیاست خارجی است.

گوینده متن فیلم می‌گوید: «بعد از پایان دوران روحانی در شورای عالی امنیت ملی، او با دعوت هاشمی رفسنجانی به مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌رود» و بعد از آن در تصویر، فک شدن پلمپ‌های زده‌شده به آزمایشگاه‌ها و نیروگاه‌های هسته‌ای ایران نشان داده می‌شود که بیانگر این معناست که رفتن حسن روحانی از شورای امنیت ملی و پرونده هسته‌ای یعنی پایان سازش!

نشان دادن روحانی سازش‌گر در عرصه سیاست خارجی اولین هدف این سازندگان است اما آنها در دومین هدف خود یک روحانی متفاوت نسبت به سیاست خارجی را نشان می‌دهند. یک سیاستمدار سخت در عرصه داخلی. در بخشی از این فیلم، روحانی به عنوان یکی از منتقدان اصلی میرحسین موسوی که بعدها به 99 نفر معروف می‌شوند، معرفی می‌شود. اصلی‌ترین هدف این بخش، تذکر به کسانی است که از روحانی، رفع حصر را می‌خواهند. آنها می‌خواهند بگویند حسن روحانی از دهه 60 مخالف میرحسین بوده است و چگونه می‌توانید از چنین کسی انتظار کمک به موسوی را داشته باشید؟

بعد از آن، سازندگان به نقش روحانی در خاتمه یافتن غائله 18 تیر، حصر آیت‌الله منتظری و شورای نظارت بر صداوسیما اشاره می‌کنند و به این صورت می‌گویند که روحانی یک سیاستمدار سخت و غیرقابل انعطاف در مسائل داخلی است. هدف این بخش از فیلم، تمام کسانی هستند که از رئیس‌جمهور انتظار آزادی، تحول در فرهنگ و ... را دارند. این مستند می‌گوید روحانی در تمام سال‌های گذشته در مسئله سیاست داخلی هیچگاه اصلاح‌طلبانه فکر نمی‌کرده است.

در «من روحانی هستم» اتاق فکر این فیلم می‌خواهد روحانی سازشکار در سیاست خارجی و غیر منعطف در سیاست داخلی را نشان دهد تا شخصیت روحانی در پیش تمام جناح‌ها مورد سوال قرار بگیرد که ما به چه کسی رای دادیم؟

در این فیلم اما نکات جالب دیگری نیز وجود دارد. سازندگان این فیلم خواسته یا ناخواسته، به نقش مهم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در انقلاب اسلامی اشاره می‌کنند و در تمام مسائل مهمی که در این فیلم به آن پرداخته می‌شود، هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از افراد موثر انقلاب حضور دارد و این نشان می‌دهد که نمی‌شود هاشمی رفسنجانی را از انقلاب حذف کرد.

در جریان این فیلم وقتی به سابقه نمایندگی رئیس‌جمهور روحانی پرداخته می‌شود، به اعتراض هاشمی رفسنجانی به سخنان حسن روحانی پرداخته می‌شود که «ما این مسئله را قبلا بررسی کرده‌ایم و احتیاجی نیست دوباره آن را بیان کنید و شما چرا حرف تکراری می‌زنید؟» همین بخش از فیلم نشان می‌دهد که سازندگان این مستند، چندان به دنبال نشان دادن واقعیت‌ها نیستند و با شیطنت، بخش‌های تاریخی فیلم را انتخاب کرده‌اند.

در بخش پایانی اما تمام حرف‌هایی که در مورد پرونده هسته‌ای حسن روحانی در زمان دولت اصلاحات زده شد، همان حرف‌هایی بود که در مستند انتخاباتی سعید جلیلی زده شد. دیدن فیلم «من روحانی هستم» و فیلم انتخاباتی سعید جلیلی، نشان‌دهنده خاستگاه تهیه‌کنندگان این فیلم هستند که ادعا دارند می‌خواستند زندگی دکتر روحانی را بدون عینک جناحی نشان دهند. اما چیزی که به عنوان فیلم به نمایش درآمد، بر خلاف این ادعا بود و بیشتر شب‌نامه‌ای بود که فیلمنامه شده بود.

   پرسپولیس بزرگترین عابربانک دنیا می‌شود

چهارشنبه , 10 اردیبهشت 1393 ساعت 12:56
رئیس هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس در خصوص اینکه چرا نام اسپانسر پرسپولیس فاش نمی‌شود و اینکه خود او ارتباطی با این مسئله دارد یا خیر، به طور مفصل صحبت کرد.

به گزارش فارس، پس از حرف و حدیث‌های فراوان بالاخره هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس از سوی وزارت ورزش انتخاب شد که 5 نفر این اعضا برای اهالی فوتبال ناشناخته بودند. یکی از این افراد سیاسی رئیس جدید هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس است که با وی صحبت های زیر را انجام دادیم:

 چه اتفاقی افتاد که شما به هیأت مدیره پرسپولس آمدید؟

موضوع خاصی نبود از ما دعوت کردند و با توجه به شناخت گذشته و نگاه وزارت ورزش پیشنهادهایی را به اینجانب دادند که من هم پس از بررسی‌های لازم از این پیشنهاد استقبال کردم و آمدم تا به یکی از تیم‌های بزرگ ایران و آسیا کمک کنم.

برخی‌ها اعلام کردند که شما با رابطه به هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس آمدید؟

من آمده‌ام کمک کنم و به این مسائل کاری ندارم. با تمام وجودم سعی خواهم کرد آن چیزی که از من خواسته شده به نحو احسن انجام دهم. پرسپولیس تیم بزرگی است و مطمئن باشید با تقسیم کاری که انجام شده همه با هم دست در دست یکدیگر و مخصوصا کمک هواداران سعی خواهیم کرد تا یک سال خوب را پشت سر بگذاریم.

 خیلی‌ها دوست دارند بدانند نقش دقیق شما در هیأت مدیره چیست؟

سؤال خوبی بود اول باید این را اعلام کنم من اسپانسر باشگاه پرسپولیس نیستم و به خاطر این موضوع انتصاب نشدم. در هیأت مدیره دو نفر مشخص شدند که از طرف اسپانسر کارهای خود را اجرایی می‌کنند. پس انتصاب من ربطی به اسپانسر باشگاه ندارد. من آمده‌ام تا با پتانسیلی که در پرسپولیس است از شرایط اقتصادی این تیم به نفع پرسپولیس استفاده کنم. می‌خواهم شرایط اقتصادی پرسپولیس را فعال کنم تا این تیم بتواند روی پای خود بایستد و انشاءالله در سال‌های آینده پرسپولیس با کارهای اقتصادی‌اش قرص و محکم روی پای خود بایستد و پولش را تهیه کند. پرسپولیس پتانسیل زیادی دارد که با این همه هوادار باید به نظرم در شرایط اقتصادی جزو بهترین‌ها باشد.

خیلی‌ها از این حرف‌ها می‌زنند اما عمل نکردند.

ما با انگیزه اقتصادی آمده‌ایم من می‌خواهم به نفع باشگاه با کارهای اقتصادی برای خودش بهره‌برداری کنم. مطمئن باشید به هدفم خواهم رسید. چون با برنامه تصمیم گرفتم و به دعوت مسئولین وزارت ورزش و هیأت مدیره جواب مثبت دادم. در هیأت مدیره جدید خیلی از مسائل تقسیم کار شده که به نظرم با این برنامه خیلی راحتی می‌توانیم به هدف‌مان برسیم.

مثلا چه موضوعی؟

ببینید اسپانسر باشگاه از طریق برخی پتانسیل‌ها مانند تبلیغات تیم به نفع باشگاه استفاده می‌کند. از طرفی دیگر ما هم توانایی‌ها و ظرفیت‌های لازم را داریم تا از نظر اقتصادی پرسپولیس را به خودکفایی برسانیم. مطمئن باشید نمی‌خواهم از خودمان تعریف کنم اما می‌توانیم پرسپولیس را از لحاظ اقتصادی به جایی برسانیم که روی پای خود بایستد این هدف و آرزوی ماست.

 حتما می‌دانید با این حرف‌ها انتظارات را بالا می‌برید؟

بله انتظارات از پرسپولیس و رئیس هیأت مدیره همیشه بالاست. ما باید سعی و تلاش خودمان را بیشتر کنیم تا به اعتمادی که به ما شده جواب بدهیم. ما به حاشیه‌ها کاری نداریم و فقط به خاطر خودکفایی پرسپولیس به نفع خودش آمده‌ایم. این شعار نیست و در عمل هم مطمئن باشید کارها را اجرایی می‌کنیم.

حتما شخصا پرسپولیسی‌ هم هستید؟

بله من پرسپولیسی هستیم و به این موضوع افتخار می‌کنم اما روزی خیالم راحت می‌شود که پرسپولیس از لحاظ اقتصادی با برنامه‌هایی که داریم روی پای خود بایستد. امیدوارم که به هدفمان بر اساس مرور زمان برسیم. حالا هر حرفی می‌خواهند بزنند.

 دوست دارید به شما لقب عابربانک بدهند؟

من نمی‌دانم منظور شما از عابربانک چیست اما همین جا می‌گویم، پرسپولیس بزرگترین عابربانک آسیا و دنیا خواهد شد. این تیم با هوادارانش در سراسر ایران و حتی آسیا قابلیت زیادی دارد. ما باید سخت و با برنامه کار کنیم. باید از هواداران که سرمایه‌های اصلی باشگاه هستند به بهترین نحو استفاده کنیم. به همین دلیل موضوع بحث اقتصادی در اولویت کاری ما است تا انشاءالله بزرگترین عابربانک دنیا و حتی ثروتمندترین تیم آسیا و شاید جهان بتوانیم بشویم. با احترامی که برای گذشتگان قائلم شاید در این زمینه به خاطر ایرادهایی قبلا به اهدافمان نرسیدیم اما الان روی این بحث کار کرده‌ایم و مطمئن باشید با قدرت برای رسیدن به هدف‌مان رو به جلو حرکت می‌کنیم.

در این بین باید در زمینه ورزش هم بالاخره دخالتی داشته باشید؟

خیلی‌ها ایراد می‌گیرد که ما ورزشی نیستیم. من این را علام می‌کنم مگر مدیریت در ورزش مهم نیست. مگر در ورزش بحث اقتصادی ضرورتی ندارد. ما بزرگترین ثروت‌های دنیا را در اختیار داریم. ثروتی به نام هوادار اما متاسفانه از آنها خوب استفاده نکردیم. به نظرم در یک باشگاه آن هم به بزرگی پرسپولیس مسائل افتصادی باید در اولویت قرار گیرد و من هم برای مدیریت اقتصادی آمدم و دوست دارم به من فرصت داده شود.

 نظر شما درباره بدهی‌های باشگاه چیست؟

من ابتدا درباره امسال صحبت خواهم کرد. من از همه می‌خواهم اصلا به مشکلات مالی فکر نکنند. پیش‌بینی‌های لازم را انجام دادیم به هیچ عنوان در فصل جاری مشکل نخواهیم داشت. خیال همه راحت باشد و از طریق همین تریبون به همه اعلام می‌کنم انشاءالله مشکلات مالی نخواهیم داشت.

 اما خیلی‌ها قبلا از این حرف‌ها زده‌اند و ماجرای بدهی‌ها چه می‌شود؟

این قولی است که من به تمام هواداران و شما می‌دهم. پرسپولیس در فصل جاری با پیش‌بینی‌ها مشکل مالی ندارد. درباره بدهی‌ها باید اعلام کنم تعهدات گذشته با ما است و باید حتما در قبال بازیکنان و برخی بدهی‌ها که مورد تائید است اعمال شود. سرلوحه کار ما در باشگاه پرسپولیس این موضوع است و مشکلی هم نداریم. بدهی‌های گذشته را تعهد کردیم که با مدیریت‌مان پرداخت کنیم و قطعا سعی خواهیم کرد به قول‌مان وفادار باشیم. با همین هیأت مدیره و کارهای اقتصادی که من با کمک دوستانم در خدمت باشگاه هستم تا به هدف‌مان برسیم.

خیلی‌ها می‌گویند هیأت مدیره پرسپولیس سیاسی است؟

من فرد سیاسی پررنگی را در بین هیأت مدیره نمی‌شناسم. بالاخره همه نوع مدیر در هیأت مدیره حال حاضر وجود دارد و ما می‌خواهیم به ما فرصت داده شود بالاخره با توجه به افراد سیاسی که من می‌شناسم به آن صورت در هیأت مدیره افراد سیاسی وجود ندارد.

 اما این موضوع در کارنامه برخی افراد دیده می‌شود؟

مطمئن باشید این هیأت مدیره نیاز به فرصت دارد و من باز اعلام می‌کنم تا آنجایی که من شناخت دارم افراد سیاسی چندانی نمی‌بینم.

نظر شما در خصوص انتخاب رحیمی به عنوان مدیرعامل چیست؟

در جلسه هیأت مدیره اسم آقای رحیمی و دو نفر دیگر که موارد مشابه داشتند مطرح شد که رحیمی با توجه به سوابقش با اکثریت آرا به عنوان مدیرعامل باشگاه پرسپولیس انتخاب شد که با هماهنگی هیأت مدیره کارها را به جلو ببرد ما با همه یکدل شدیم تا پرسپولیس با آرامش لازم به هدفش برسد.

قول قهرمانی هم می‌دهید؟

من قول می‌دهم به تمام ملت بزرگ ایران و مخصوصا پرسپولیسی‌ها که در این فصل مشکلات مالی نخواهیم داشت و انشاءالله رویه پیشین را دنبال نخواهیم کرد. نمی‌دانم در آینده چه اتفاقی می‌افتد اما با دستور کاری که در پیش گرفتیم اگر اتفاق خاصی پیش نیاید سعی می‌کنیم سال‌های آینده پرسپولیس روی پای خود بایستد الان هدف ما ایجاد شرایطی است که کادر فنی با آرامش کار خود را دنبال می‌کند.

 با علی دایی؟

علی دایی فرد محبوب و بزرگ و حتی عزیز ایران است و الان با ما قرارداد دارد. ما به قراردادمان با این ورزشکار خوب متعهد هستیم. دایی برای تیم زحمت کشیده و ما از عملکرد ایشان راضی هستیم. من حتی برای اداره پرسپولیس دستورات لازم را به مدیرعامل صادر کردم تا همکاری‌های لازم را با دایی داشته باشیم.

خیلی سفت و محکم حرف می‌زنید؟

چون ما همه چیز را پیش‌بینی کردیم باز هم قول می‌دهم در فصل جاری مشکلات مالی نخواهیم داشت و سعی خواهیم کرد بسیار با حساسیت خاص مشکلات اقتصادی را حل و آنها را پلی برای موفقیت کنیم.

 آیا شما به خاطر رفاقت با خادم رئیس هیأت مدیره شدید؟

من خادم را می‌شناسم و به ایشان ارادت خاصی دارم. اما منظور شما صحیح نیست و ربطی به حضور من در سمت ریاست هیأت مدیره و اصلا هیأت مدیره پرسپولیس ندارد. موضوعی که شما مطرح می‌کنید و منظور شماست بر انتخاب من حاکم نبود. من ارادت خاصی البته با فاصله با خادم داشتم اما منظور شما را قبول ندارم و حتی برخی مسائل که درخصوص حضور اعضا در یک جبهه خاص را مطرح می‌کنند.

منظورتان حضور اعضای هیأت مدیره در جبهه (منحله) مشارکت است؟

بله من این موضوع را قبول ندارم افرادی که من می‌شناسم سیاسی نیستند و در جبهه‌ای در کنار من نبودند فقط تنها کسی که خیلی زیاد اهل جنگ و سیاست است دکتر سلیمی است و حتی سابقه ورزشی هم دارد. آقای مونسان هم در کیش انجام وظیفه می‌کند و سوابق اجرایی دارد. کاظم‌پور هم عضو هیأت رئیسه خانه معلم است. پس به این مدیران باید فرصت داده شود چون برنامه‌های گسترده و ویژه‌ای دارند.

 آیا این درست است که مونسان قصد داشت مدیرعامل یا رئیس هیأت مدیره شود اما این موضوع اتفاق نیفتاد و او ناراحت شد؟

خیر ایشان اصلا اعلام نکرد و موضوع را در جلسه مطرح نکرد که می‌خواهد مدیرعامل و رئیس هیأت مدیره شود. وقتی که اعضا برای انتخاب رئیس هیأت مدیره مقرر شد رای بدهند از همه خواستیم که آمادگی خود را برای ریاست اعلام کنند که من آمادگی خود را اعلام کردم و به این پست رسیدم. البته اگر آقای مونسان اعلام آمادگی می‌کرد قطعا با مدیریت ایشان و تجربه‌ای که دارد می‌توانست ریاست هیأت مدیره شود و من آمادگی داشتم که به ایشان رای بدهم. این همه ماجرا بود.

راستی چرا نام اسپانسر پرسپولیس شفاف مطرح نمی‌شود؟

من هم نمی‌توانم از این اسپانسر نام ببرم. به نظر من هم مسئله مهمی نیست که نام این اسپانسر فاش نشود. اما خود اسپانسر خواسته تا سر زبان‌ها نیفتد پس به من اجازه دهید نام این اسپانسر را نبرم انشاءالله ایشان بتواند به تعهدات خود عمل کند و سال خوبی را داشته باشیم.

در پایان اگر حرفی دارید بگویید؟

امیدوارم هواداران امسال پرسپولیس را حمایت کنند. مثل همیشه باشگاه بزرگ ایران را فراموش نکنند مطمئن باشید ما هم سعی می‌کنیم بزرگی اقتصادی این باشگاه را به وسعت آسیا و حتی جهان برسانیم و قطعا این تیم با هوادارانش پتانسیل این را دارد که با کارهای اقتصادی بی‌نیاز شود. امیدوارم به ما اجازه داده شود که کارهای خودمان را اجرایی کنیم تا بتوانیم آرامش را به باشگاه تزریق و در مسابقات پیش رو موفق باشیم. پرسپولیس در فصل آینده سه جام حساس باید به میدان برود که باید زمینه‌ها را برای آرامش این تیم مخصوصا از نظر مالی که مطمئن باشید این باشگاه بی‌نیاز خواهد بود فراهم کنیم.

   غروب مارادونای آسیا در فوتبال ملی

سه شنبه , 09 اردیبهشت 1393 ساعت 13:56

با توجه به اینکه در اردوی اتریش بازیکن جدیدی از ایران به تیم ملی دعوت نمی‌شود عملا از سوی سرمربی تیم ملی ایران، علی کریمی شانسی برای حضور در جام جهانی را نمی‌یابد.


کارلوس کی‌روش در مصاحبه شب گذشته خود با برنامه 90 اظهار کرد: از بازیکنان داخل ایران به تعداد کافی در همین گروه که اینجا (آفریقای جنوبی) هستند دارم و این‌ها را با بازیکنانی که در اروپا بازی می‌کنند برای اردوی اتریش تلفیق می‌کنم.

به گزارش فارس، این بدین معنای بود که علی کریمی هیچ شانسی برای حضور در تیم ملی و آخرین جام جهانی زندگی‌ فوتبالی‌اش ندارد.

قبلا سرپرست تیم تراکتورسازی حسن آذرنیا از گرفتن پاسپورت علی کریمی برای اخذ ویزا برای تیم ملی خبر داده بود. اما وقتی اسامی بازیکنان اعزامی تیم ملی به اردوی آفریقای جنوبی اعلام شد مشخص شد که سهمیه تراکتورسازی همانند چند اردوی قبلی به حامد لک و کریم انصاری‌فرد خلاصه می‌شود.

با این اوصاف بعید به نظر می‌رسد که کی‌روش از علی کریمی صرف نظر کرده باشد و عدم دعوت وی برای حضور کریمی در دو بازی باقیمانده تراکتورسازی در باشگاه‌های آسیا بوده و پیش‌بینی می‌شد که نام وی جزو دعوت شدگان به اردوی اتریش باشد.

اما کی‌روش با صراحت دیروز عنوان کرد که بازیکن دیگری از فوتبال ایران به اردوی تیم ملی دعوت نشده و کار با حضور همین بازیکنان ادامه می‌یابد و این بدین معنا بود که علی کریمی دومین جام جهانی زندگی‌اش را تجربه نخواهد کرد.

ناراحتی علی کریمی بعد از بازی تراکتورسازی برابر لخویا در تبریز به خوبی مشخص بود. وی حتی حاضر نشده جواب خبرنگاران در میکزون را دهد و اعلام کرد مصاحبه نمی‌کنم.

مسلما این ناراحتی به دلیل نیمکت نشینی در تیم تراکتورسازی نبوده است. سیاست بازی تراکتورسازی در بازی تشریفاتی برابر لخویا استفاده از جوانان بوده و به غیر از کریمی، مهدی کریمیان، مهدی کیانی، فرشید طالبی و محمد نصرتی نیز فرصت بازی در این دیدار را نیافتند. شاید کریمی می‌دانست که راه بازگشت وی به تیم ملی مشکل‌تر از آنی بود که انتظار می‌رفت.

با وجود تغییرات مدیریتی در تیم پرسپولیس تهران و رفتن رویانیان که اختلاف علنی با کریمی داشت، علی دایی با این تیم به توافقات اولیه دست یافته و فصل آینده نیز به احتمال فراوان هدایت این تیم را برعهده خواهد داشت. با محرز بودن اختلافات موجود بین کریمی و دایی، حالا راه بازگشت علی کریمی به تیم پرسپولیس نیز بسته شده است.

علی کریمی امروز تنها سه را پیش رو دارد: تمدید قراردادش با تیم تراکتورسازی، رفتن به تیمی دیگر به غیر از پرسپولیس و خداحافظی از فوتبال با پیراهن تیم تراکتورسازی.

بازیکنی که تعداد بازی و گل زده برای تیم ملی در مکان سوم قرار داشته و تجربه یک بار حضور در جام جهانی آلمان را در کارنامه‌اش را داشت، غربیانه از تیم ملی ایران کنار گذاشته شد.

   ترکیب ایران در جام‌جهانی از نگاه رویترز

سه شنبه , 09 اردیبهشت 1393 ساعت 13:00

رویترز ترکیب احتمالی تیم ملی ایران برای رقابت‌های جام‌جهانی 2014 برزیل را تشریح کرد.


خبرگزاری رویترز در گزارشی ترکیب 23 نفره احتمالی تیم ملی فوتبال ایران برای رقابت‌های جام‌جهانی 2014 برزیل را اعلام کرد:

دروازه‌بانان:

رحمان احمدی (سپاهان)، سن: 33؛ 10 بازی ملی. وی اولین انتخاب ایران برای حضور درون دروازه بود اما برای قرار گرفتن در این پست تحت فشار قرار گرفته است. وی در تمام دوران حرفه‌ای‌اش در زادگاهش و در تیم سپاهان بازی کرد. حرکت فوق‌العاده وی در آخرین بازی ایران در مرحله گروه رقابت‌های مقدماتی مقابل کره‌جنوبی، صعود ایران به این رقابت‌ها را قطعی کرد.

دنیل داوری (اینتراخت برانشوایگ)؛ سن: 26، 3 بازی ملی. وی یکی از بازیکنان کی‌روش است که در خارج از ایران متولد شده است. وی پسر پدری ایرانی و مادری لهستانی است. داوری که در آلمان متولد شده در اولین بازی خود در رقابت‌های مقدماتی جام ملت‌های آسیا و پیروزی ایران مقابل تایلند در ماه نوامبر دروازه‌اش را بسته نگه داشت. او فارسی صحبت نمی‌کند اما با احمدی برای قرار گرفتن درون دروازه ایران رقابت می‌کند.

علیرضا حقیقی (اسپورتینگ کوویلا)، سن: 26، 6 بازی ملی. وی پس از مهار ضربه پنالتی علی دایی، اسطوره فوتبال ایران به دروازه‌بان ثابت پرسپولیس تبدیل شد. حقیقی در سال 2012 به روبین کازان ملحق شد اما نتونست جای ثابتی در ترکیب این تیم به دست آورد و به صورت قرضی به باشگاه سابقش بازگشت و اکنون در اسپورتینگ کوویلا در لیگ دوم پرتغال بازی می‌کند.

مدافعان:

پژمان منتظری (ام صلال)، سن: 30، 19 بازی ملی. مدافع راستی که در تیم کی‌روش در ترکیب اصلی قرار گرفت و در سه بازی رقابت‌های مقدماتی جام‌جهانی که ایران بدون دریافت یک گل به پیروزی رسید، از یازده نفر اصلی ایران درون زمین بود. برادر این بازیکن در تیم ملی راگبی ایران بازی می‌کند.

استیون «مهرداد» بیت‌آشور (ونکوور وایتکپس)، سن: 27، 4 بازی ملی. مدافع متولد کالیفرنیا برای بازی دوستانه مقابل مکزیک در سال 2012 به تیم ملی آمریکا دعوت شد اما بازی نکرد و در عوض یک سال بعد در رقابت‌های مقدماتی جام ملت‌های آسیا مقابل تایلند برای ایران به میدان رفت. وی که پدر و مادری ایرانی دارد، در تیم ملی ایران پذیرفته شد و انتظار می‌رود برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی رقیب منتظری باشد.

جلال حسینی (پرسپولیس)، سن: 32، 84 بازی ملی. صخره‌ای در قلب خط دفاعی ایران که با عملکرد فوق‌العاده‌اش چهارمین حضور ایران در رقابت‌های جام‌جهانی را رقم زد. وی همچنین در ضربات ایستگاهی می‌تواند تهدیدی در خط حمله ایران باشد. حسینی گل اول ایران مقابل تایلند در رقابت‌های مقدماتی جام ملت‌های آسیا را در اکتبر به ثمر رساند و باید مهار شود.

خسرو حیدری (استقلال)، سن: 30، 46 بازی ملی. یک بازیکن دفاعی راست دیگر که در رقابت‌های مقدماتی جام‌جهانی نقش زیادی داشت. این بازیکن باتجربه برای 6 باشگاه مختلف در ایران بازی کرده است.

مهرداد پولادی (پرسپولیس)، سن: 27، 17 بازی ملی. کی‌روش اولین بازی ملی را در پیروزی یک بر صفر ایران مقابل ماداگاسکار به وی تقدیم کرد و او را در خط هافبک و دفاع چپ بازی داد. وی در سال 2012 پس از ضربه‌ای که به دلیل عصبانیت از تعویض در نیمه اول یکی از بازی‌های لیگ ایران به در شیشه‌ای زد، روی انگشتش عمل جراحی انجام داد.

امیر صادقی (استقلال)، سن: 32، 12 بازی ملی. یک مدافع قدرتمند دیگر که کی‌روش در سال 2013 پس از غیبتی 6 ساله به تیم ملی بازگرداند. وی در دو بازی مقدماتی آخر برای ایران به میدان رفت و به نظر می‌رسد در نظر دارد روی هماهنگی‌اش با جلال حسینی در برزیل کار کند. یک تهدید هجومی مفید در ضربات ایستگاهی، وی اولین گل ایران در رقابت‌های مقدماتی جام ملت‌های آسیا مقابل لبنان در نوامبر را به ثمر رساند.

هاشم بیک‌زاده (استقلال)، سن: 30، 16 بازی ملی. یک مدافع چپ قوی که او هم به اندازه کافی تحرک دارد که بتواند در مرکز خط دفاعی یا در خط میانی زمانی که لازم باشد، به میدان برود. تنها گل او برای ایران گل پیروزی بخش در فینال رقابت‌های غرب آسیا 2007 مقابل عراق بود.

احسان حاج‌صفی (سپاهان)، سن: 24، 56 بازی ملی. یک مدافع پرتحرک دیگر در تیم کی‌روش که در گذشته کاپیتان تیم ملی هم بوده. یک متخصص خطرناک در ضربات ایستگاهی با توانایی ارسال پاس‌های فوق‌العاده و ضربه با پای چپ. وی همچنین می‌تواند پاس‌های بلند به درون محوطه جریمه حریف ارسال کند.

هافبک‌ها:

جواد نکونام (الکویت)، سن: 33، 139 بازی ملی. کاپیتان و بازی ساز تیم ملی ایران که پس از رقابت‌های جام‌جهانی 2006 آلمان دومین حضورش را در این مسابقات تجربه خواهد کرد. متخحصص ضربات ایستگاهی با حضور در اوساسونا پس از جام‌جهانی 2006 اولین ایرانی نام گرفت که در لالیگای اسپانیا به میدان رفته است.

آندرانیک تیموریان (استقلال)، سن: 31، 76 بازی ملی. هافبک دفاعی قدرتمندی که مدت‌ها حضوری ثابت در ترکیب تیم ملی داشت و در رقابت‌های جام‌جهانی 2006 و مسابقات آسیایی 2007 و 2011 به میدان رفت. وی پیش از بازگشت به ایران در تیم‌های فولام، بارنزلی و بولتون واندررز انگلیس بازی کرد. همکار نکونام در خط میانی.

اشکان دژاگه (فولام)، سن: 28، 11 بازی ملی. وی در تهران متولد شد اما در سنین کودکی به آلمان مهاجرت کرد. وی برای تیم‌های اروپایی در سطح نوجوانان بازی کرد. دژاگه از سوی کی‌روش برای رقابت‌های مقدماتی جام‌جهانی مقابل قطر در فوریه 2012 به میدان رفت و در اولین بازی خود دو گل به ثمر رساند. دژاگه هافبکی باهوش است که در آگوست 2012 به فولام پیوست.

مسعود شجاعی (لاس‌پالماس)، سن: 30، 49 بازی ملی. یک هافبک با استعداد و باتجربه دیگر. شجاعی معمولا در ترکیب اصلی بوده و از سمت چپ در سیستم 4-2-3-1 حمله می‌کند. وی در جام‌جهانی 2006 برای ایران بازی کرد و سپس به اوساسونا پیوست تا به نکونام در اسپانیا ملحق شود اما دوران خوب وی پس از مصدومیت رو به پایان گذاشت.

علیرضا جهانبخش (نایمخن)، سن: 20، 4 بازی ملی. هافبک راست که حضور در سطح ملی را مقابل تایلند در اکتبر آغاز کرد اما هواداران به اندازه کافی در چهار بازی از وی حمایت کردند تا انتظار داشته باشیم او در برزیل در ترکیب اصلی قرار بگیرد. جهانبخش همچنین می‌تواند در میانه میدان بازی کند و رکورد گلزنی قدرتامندی دارد. وی در ایران در 26 بازی هشت گل برای داماش به ثمر رساند و سپس به هلند سفر کرد.

بختیار رحمانی (فولاد)، سن: 22، سه بازی ملی. یک هافبک جوان که از سطح نوجوانان رشد کرد تا به ترکیب تیم کی‌روش راه یافت. وی در سمت راست خط میانی بازی می‌کند اما می‌تواند از هر دو پایش استفاده کند. بازیکنی برای آینده و پشتیبانی برای تیم.

مجتبی جباری (الاهلی)، سن: 30، 29 بازی ملی. یک هافبک راست پا با قدرت پاسکاری زیاد که کی‌روش در سال 2011 پس از غیبتی سه ساله او را درسطح ملی بازی داد. جباری یک متخصص ضربات ایستگاهی است که دچار مصدومیت‌هایی شد و امید دارد که پس از از دست دادن رقابت‌های 2006 به دلیل بیماری این بار حضور در جام‌جهانی را تجربه کند.

قاسم حدادی‌فر (ذوب‌آهن)، سن: 30، 15 بازی ملی. هافبک میانی که پس از یک سال غیبت در دیداری دوستانه مقابل گینه در ماه مارس به ترکیب اصلی تیم ملی ایران بازگشت. وی در کنار برادرش علیرضا در تیم ذوب‌آهن ایران بازی می‌کند.

یعقوب کریمی (سپاهان)، سن: 22، 6 بازی ملی. هافبک هجومی جوان که حضور در تیم ملی را از سال 2012 تجربه کرد. وی در بازی‌های غرب آسیا برای ایران به میدان رفت و بیشترین استفاده را مقابل تیم‌های ضعیف برد تا چهار گل به ثمر برساند. احتمال زیادی برای حضور وی در ترکیب اصلی در رقابت‌های جام‌جهانی با وجود رقابت سخت در پست هافبک هجومی وجود ندارد.

مهاجمان:

رضا قوچان‌نژاد (چارلتون)، سن: 26، یازده بازی ملی. وی در ایران متولد شد اما در کودکی به هلند مهاجرت کرد. کی‌روش تصمیم گرفت که پس از بازی وی برای تیم نوجوانان و جوانان هلند قوچان‌نژاد را به تیم ملی ایران دعوت کند. وی در شروع بازی‌های ملی‌اش عملکردی فوق‌العاده به نمایش گذاشت و 9 گل در یازده بازی اول خود به ثمر رساند از جمله گل حساس مقابل کره‌جنوبی.

محمدرضا خلعتبری (پرسپولیس)، سن: 30، 58 بازی ملی. یک مهاجم با تجربه و باهوش که اخیرا برای حضور در ترکیب اصلی زیر نظر کی‌روش تقلای زیادی کرد. دیگو مارادونای آرژانتینی دو سال پیش در اولین فصل حضورش در باشگاه الوصل امارات، وی را به تیمش دعوت کرد.

کریم انصاری‌فرد (تراکتورسازی)، سن 24، 39 بازی ملی. وی در سن 19 سالگی اولین بازی ملی‌ خود را انجام داد و در دیدار دوستامه مقابل ایسلند گل پیروزی بخش تیمش را به ثمر رساند. وی که او را در ابتدا علی دایی بعدی ایران (رکورددار گل‌های زده ایران و کاپیتان سابق ایران) می‌دانستند اما زیر نظر کی‌روش به یک نیمکت‌نشین تبدیل شد و نتوانست به بلوغ برسد.
راهنمای خرید
ابتدا برروی گزینه دانلود کلیک کنید ، سپس به صفحه انتخاب بانک منتقل میشوید ، آدرس ایمیل خود را وارد کنید ، بانک مورد نظر را انتخاب کنید ، سپس برروی رفتن به درگاه پرداخت کلیک کنید . بعد از وارد کردن اطلاعات بانکی و پرداخت ، به سایت برگردانده میشوید ، لینک دانلود به شما داده میشود . این لینک تا 24 ساعت قابل استفاده خواهد بود . همچنین با استفاده از کد پیگیری و آدرس ایمیل داده شده میتوانید ، از قسمت پیگیری به مدیر سایت تیکت بزنید .
جستجوی مقاله و سوال
برای جستجو کافیست بخشی از موضوع مورد نظر خود را وارد کنید
تبلیغات

خرید از شما
در راستای بهبود کیفیت سایت در نظر داریم فایل های شما از جمله پروژه ( آمار ، کارافرینی و . . .) و دیگر موارد را خریداری کنیم . توجه داشته باشید فایل های موجود در اینترنت که به صورت رایگان یا پولی می باشد را به هیچ وجه خریداری نمی شود . روند به اینصورت می باشد که قسمتی از فایل را برای ما ارسال کرده در صورت تایید کیفیت و تکراری نبودن ، از شما خریداری می شود . برای تماس با از طریق زیر اقدام فرمایید : ایمیل : info@bank-paper.ir یا استفاده از فرم تماس با ما
پیگیری خرید و ارسال تیکت
ایمیل شما :
کد پیگیری : 
اخبار دانشگاهی واستخدامی
امکانات سایت

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به Bank-paper.ir است .
هر گونه کپی برداری از مطالب ، محصولات ، قالب و سایر اجزای سایت طبق ماده 12 قانون جرائم رایانه‌ای پیگرد قانونی خواهد داشت و با متخلف به روشهای گوناگون برخورد خواهد شد .
 
به بانک مقاله امتياز دهيد

به اين صفحه امتياز دهيد

با تشکر از حمايت شما